تبليغاتX
ترشیده
شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 8:45
یک پنجره می خواهم
برای منتظر ماندن
چشم براه مسافری ماندن
دور دست ها را دیدن
رهگذر خسته را نگریستن
پنجره ای می خواهم
برای سرک کشیدن به باغ همسایه
آری من پنجره ای می خواهم
برای گریستن
برای تنهایی
برای دل تنگی
پنجره ای می خواهم
تا آمدنت را نظاره گر باشم

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه دوم مرداد 1385 ساعت 9:8

سیب میوه ی عشق است پسر!
شاید به همین خاطر است که دختر ها حق ندارند سیب سرخ گاز بزنند.

انگار همه ی پسر ها میشوند آدم و دختر ها خلاصه میشوند توی حوا!

سیب سرخ حوا هم تو نمیدانی که چه خوش طعم است بوی توهم و خوش خیالی میدهد

طعم هوس .................. آدم را به گریه می اندازد و رویا..........توبه هم اصلا فایده ای ندارد

نه کسی حال شنیدن دارد نه وقت.................

حالا تو هی بنویس :

سیب میوه ی عشق

انگور میوه ی اگاهی

زیتون میوه ی صلح و زندگی

انجیر میوه ی خدایان

توت فرنگی میوه ی سکس و هوس............

ولی ما هر سال گندم میکاریم!!!ْ

چیزی ندارم که بگم و هیچی نمیدونم جز اینکه به تجربه دریافتم که

طعم سیب سرخ برای دخترا ممنوعه.اگه دیدید دوستی داره مزه مزه اش میکنه

از طرف من بهش بگید جیزه!!نذارید مثل من تو گلوتون گیر کنه

و بشه یه بغض همیشگی

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه سی ام تیر 1385 ساعت 15:33

تو به من خنديدي

و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

 

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من كرد نگاه

 

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالها هست كه در گوش من آرام،

آرام

خش خش گام تو تكرار كنان،

ميدهد آزارم

 

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا،

- خانه كوچك ما

سيب نداشت ؟؟؟

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 18:31
فرموله عمومیه دختربازی
من سعی اصلیم اینه که شما یاد بگیرید چه طور دخترهایی رو هم که حتی در برخورده اول به شما علاقه ای نشون نمی دن، کم کم به خودتون علاقه مند کنید. ولی اشکاله کار این جاست که این چیزی نیست که شما یک شبه یاد بگیرید و چیزی هم نیست که شما بتونید در یک آن دختری رو به خودتون علاقه مند کنید

 این داستان نیاز مند وقت و انرژی صرف کردنه تا موقعی که بتونید اون تغییرات اساسی در خودتون بوجود بیارید. از اونجایی که خیلی هاتون آدم های کم طاقتی هستید امروز می خوام بهتون یه فرمول بدم که بشه ازش همه جا استفاده کرد، ولی این فرمول یه پیشنیاز داره و اون هم اینه که برای این که کار کنه دختره هم باید از شما خوشش بیاد.



مرحله ی یک: در مرحله ی یک شما دنباله یه راهی هستید که بتونید دخترهایی رو به شما یه حد اقله علاقه رو دارن پیدا کنید. چون شما آدم های زرنگی هستید و نمی خواید وقت خودتون رو با دختر هایی که باید مدت ها روشون کار کنید و خرجشون کنید و ... تلف کنید. آسون ترین کاربرای پیدا کردنه این دختره ها استفاده از نگاهه. تو هر جایی که هستید حواستون به دخترهایی که تو چشمتون نگاه می کنن باشه.

مرحله دو: تاییدیه گرفتن برای مرحله ی یک - برای این که نه خودتون رو خراب کنید و نه این که بی خود مزاحمه کسی بشید که ازتون خوشش نمیاد. باید مطمعن شید که نگاه اول از رویه کنجکاوی و بی کاری و ... نبوده و واقعا یک check out واقعی بوده.باری این کار بعد از این که نگاهه اول انجام شد (بر خلافه ایده ی عمومی که انقدر به دختره زل به زن که از رو بره و بفهمه تو چه آدمه قوی ای هستی) شما نگاهتون رو بر می گردونید. نه با حالت بد، عادی. و سعی می کنید که دوباره یک نگاه بگیرید که مطمعن شید نگاه اول واقعی بوده. وقتی نگاه دوم رو گرفتید قبل از این که نگاهتون رو بر گردونید یه نیم لبخندی به دختره می زنید و خوب حواستون رو جمع می کنید ببینید عکس العملش چیه. اگر عینه گاو روشو کرد اون ور و خودشو ان کرد، کسی نیست که شما دنبالش می گردید. اگر اون هم یه ته لبخندی تحویلتون داد، می فهمید که مرحله اول به خوبی انجام شده و دختره مورد نظر برای مراحل بعدی آمادست.

مرحله ی سه: مرحله ی سه مرحله سختیه ، چون مرحله ایست که باید بدون این که تخماتون توی دهنتون بیاد برید جلو و ارتباط بر قرار کنید. بد ترین کاری که می تونید بکنید اینه که برید جلو بگید سلام من حسن قلی ام. چون دختره بلافاصله تو دلش می گن به من چه! بهترین کاری که می تونید بکنید اینست که به طور غیر مستقیم خودتون رو به جایی که دختره هست نزدیک کنید. هیچ وقت مستقیم به طرفش قدم بر ندارید که دارم میام باهات حرف بزنم ، خیلی بده. مثلا فرض کنید توی یک بار هستید و دختر دمه بار نشسته، نرید طرفه دختره ، به هوای گرفتن یه نوشیدنی برید جلو، انگار نه انگار که اصلا دختره هست اونجا ولی خودتونو به جایی برسونید که بتونید باهاش به راحتی صحبت کنید. (اگر وردارید بنویسید که آقا در شهره ما بار وجود نداره یا خودمو می کشم یا شما رو. نه، شما رو می کشم. بار نه کتابخونه، نه سوپرمارکت، نه پارک، نه مهمونی)یه حسنه بزرگ این کار اینه که اگر باهاش حرف زدید و خیطتون کرد و حمحل نداد کمتر حالتون گرفته می شه تا زمانی که مستقیم برید جلو. وقتی که نزدیک شدین و یه چند دقیقه گذشت یه سوژه از شرایطی که درش هستید گیر بیارید و باهاش سره حرفو باز کنید. نه با تته پته و هول شدن، خیلی راحت. مثلا تو همون باری که بالا مثال زدم می تونید بگید چه موزیکه خوبی، همیشه سه شنبه ها این سبک موزیک می زنه؟ (دیدید چی شد، نه سلام من قلی هستیم، نه من می تونم چند دقیقه وقت گرانبهاتون رو بگیرم و...) اصلا مهم نیست که دختره چی جواب میده یا شما چی می پرسید ، مهم اینه که شما می خواید برخورد دختر رو ارزیابی کنید. اگر علاقه مند به حرف زدن بود و شروع کرد به این که هرچی .. نمی دونم من دفه ی اولمه تو ... علامته خوبیه. اگر خشک گفت: نه یا مثلا نمی دونم یا .. وقتتون رو تلف نکنید، فقط می خواسته بکشونتتون جلو که برید بگید می تونم وقتتون رو بگیرم که بگه نه حالتون رو بگیره. حالا شما پاتک زدید مستقیم نرفتید جلو حاله خودش بیشتر گرفتس. اگر خیلی از دختره خوشتون اومده و جواب اول اونی که می خواید نیست ولی خیلی هم خشک و کوتاه نیست می تونید یه سوال دیگه هم بکیند. اگر دیدید باز اوضاع همونطوره، قبل از این که با یه برخورده بد مواجه بشید خودتون محل کار خود رو ترک گفته و به پناهگاه وارد شوید = فرار (از دوران جنگ خواننده داریم؟! یا همه کم سن و سالید)

مرحله چهار: این مرحله دیگه بستگی داره هدفتون از ایجاده اون ارتباط چی بوده.

بعد از این که دیدید نه واقعا به شما علاقه منده و حرف ها داره خوب پیش میره، بسته به جایی که هستید یه بهانه بیارید و اون جا رو ترک کنید. مثلا: تو بار - دوست داری بریم یه قدم بزنیم. تو کلاب: صدا اذیت می کنه، می خوای بریم بیرون راحت تر حرف بزنیم و ....


از این به بعدش رو خود دانید. به هرجا که دوست دارید ختم کنید داستان رو.

یادتون باشه ، خوشگل یا بد گل یا هرچی، اگر ظاهر آراسته داشته باشید،  همیشه دختری پیدا میشه که از شما خوشش بیاد. لا اقل از هر صد تا دختری که می بیند یکیش از شما خوشش میاد. پیداش کنید و وققتون رو با 99 تای دیگه ای که از شما خوششون نمیاد تلف نکیند. نگاه بزرگترین سر نخه ، حواستون باشه
نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ساعت 17:17
ایو بابا حتما همه تعجعب می کنند بچه هایی که این قدر ضعیف کار کرده بودن حالا گل کاشتند

۴۵تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتا قبولی در مرکز استعدادهای درخشان (یا همون سمپات یا سمپاش)

کی فکرشو می کرد حتی معلم هنر می گفت تو همین مرحله ۱۵ نفر می افتن....................

تو اصغر        توجواد         تو غضنفر     تو یارمراد             تو تقی

بابا همتون قبول شدید به بروبچسکچ ترشیده تبریک می گوییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم.

اون ۴نفری هم که افتادن برای همتون نا امیدواریم خدا بیامرزتتون برای خودتون و پدرو ومادر تون صبر در خواست میکنیم........

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ساعت 20:53
ای..........امسال هم تموم شد با همه ی خوبیهاش ،بدی هاش (دختر بازی هاش)بابا ما پسرا رک هستیم دیگه چی کار کنیم!خوب داشتم می گفتم اگه تو رو ندیدم حلال کنین .... بابا آخه ما هم دل داریم دیگه به قول شاعر پول پیتزا ندارم سیت سبوسه می یارم اگه او مهندسه منم p.h.dمیگیرم.......

یاد روز هایی که با هم سر دوست دخترامون دعععععوا می کردیم .......

یاد روز هایی که سر جشن و مشن دهه فجر گریه میکردیم............

به خاطرشون برا هم پاپوش می دوختیم ........

سر خیابون روز های جمعه قرار می زاشتیم کورس ماشین و موتور ببینیم

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 12:46
بابا این برانکو هم گند زد به تیم ........

آخه یکی نیست به اینها بگه نونتون نبود آبتون نبود برانکوتون چی بود!!!!!!!

دو روز دیگه هم بر میدارن حامد کرزای رو میزارن سر مربی اون وقت این جکه در وصفشون درمی آد:

آخه از یه ترکه میپرسن اگه امریکا افغانستان و عربستان و ترکمنستان و زاپن بگیره چی میشه؟

ترکه میگه ایلده حتما ایران میره جام جهانی .........

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه یازدهم تیر 1385 ساعت 12:35
اگه خوشتون اومد نظر بدید...

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت 16:55

وقتي به خود عشق بورزيد، ديگران را هم دوست خواهيد داشت‌. به همان وسعت و عمقي كه بتوانيد خود را دوست بداريد، تنها به همان وسعت و عمق مي‌توانيد ديگران را نيز دوست بداريد. هيچ كس نمي‌تواند چيزي را كه مالك نيست‌، ببخشايد. براي بخشايش عشق‌، بايد عشق داشته باشيد. نيروي بي‌نهايتي از عشق در نهاد هر انساني نهفته شده است كه در انتظار شناسايي شدن و گسترش يافتن است‌. بنابراين به خاطر كوچكترين كار خوبي كه انجام مي‌دهيد، خود را ستايش و تشويق كنيد. شما عادت كرده‌ايد براي كارهاي بد و نادرست خود، به بهانه‌هاي مختلف خود را سرزنش كنيد، اما يك بار هم خود را شايستة تشويق و ستايش ندانسته‌ايد. هم اكنون فكر كنيد و ببينيد از آغاز روز تاكنون چه قدر كار مثبت و نيكو انجام داده‌ايد. يادتان نرود كه براي يك ساعت درس خواندن يا مطالعة كتاب‌هاي مفيد، صبور بودن در مشكلات‌، مرتب كردن اتاق‌، نامه نوشتن به دوستان‌، جويا شدن از احوال آنها و هر كار خوب و مثبت ديگري كه انجام داده‌ايد، مثلاً خود را تشويق كنيد به خود آفرين بگوييد و براي خود كف بزنيد. به خودتان قول دهيد به خاطر كارهاي مثبتي كه انجام مي‌دهيد خود را به خوردن بستني‌، پياده روي و سينما رفتن و... دعوت كنيد و در اولين فرصت ممكن به قول تان عمل نماييد. شما بايد عاشق جسم و روح خودتان باشيد. براي رسيدن به اين عشق‌، بايد شناخت صحيحي از خويشتن داشته باشيد. بايد بدانيد كه «انسانيد»، اشرف مخلوقاتيد و تجلي شاهكار خداوند هستيد. شما بر تمام اين جهان تسلط داريد. هر صفتي را كه در خدا هست‌، در شما هم وجود دارد، البته به شكل محدود. اگر خداوند مهربان و بخشنده است شما هم هستيد. زيرا كه خداوند مي‌فرمايد: «اي انسان من از روح خودم در تو دميدم‌.» نكتة مهم ديگر اين است كه به وضع ظاهر خود اهميت دهيد. وقتي شما در خودتان احساس شايستگي مي‌كنيد، مرتب و تميز لباس مي‌پوشيد، ولي وقتي در ذهن‌تان احساس شايستگي نمي‌كنيد حاضريد هر لباسي را به هر شكلي‌، كثيف و نامرتب بپوشيد. وقتي تميز و مرتب لباس مي‌پوشيد، حتي رفتارتان نيز تا حدي تغيير مي‌كند و حاضر نيستيد خلي از رفتارهاي بدي را كه قبلاً داشتيد، تكرار كنيد. لباس تميز و مرتب و در عين حال ساده به تن كنيد و يادتان باشد كه سادگي‌، هميشه متانت منش شما را تداعي مي‌كند.

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت 16:35

 

 

1-    فقط با جنبه های ترشیده حق ورود دارند بی جنبه رو راه نمیدیم .........

2-    فقططططط نیگاه کنید کپی مپی نداریم (هویجوری گفتیم پر شه)

3-    استثنای ورود فقطططططططططط مختص همسایه های بغلی دوگانه میباشد.

4-    اگر از تعجب غش کردین (همسایه های محترم فرر _فرد)ما هیچ دردسری رو پاس نمیکنیم.!!!

 

نوشته شده توسط سمپاتی ها | لینک ثابت | موضوع: